وثقتيموز
مي خوام خوشبخت بشم و تلاش مي كنم راه خوشبختي رو پيدا كنم ...
یک شنبه 3 شهريور 1390برچسب:, ساعت 21:0 | Emeli
وقتي شب 23 ام ، توي اعمال ديدم برخلاف شب هاي ديگه سوره هايي توصيه شده بخونيم ، گفتم نكنه خبريه ؟! تو اينا مگه چي گفته ... بين اينننننهمه سوره ... يه دفعه عنكبوتو روم و دخان!!! .... چرا ؟ ندونم .... ولي عزممو جزم كردمو رفتم سراغشون... رسيدم به اينكه واقعا پرمحتوان اينا... يه عمر ميشه راجع بهشون فكر كرد... هرچي برام سوال بود به يه نحوي پاسخ گرفتم... واقعا بي حكمت نبود توصيه ي خوندنشون... يه سري هاشون خيلي برام جالب بود ... گفتم برا شما هم بگم شايد خوشتون اومد...
اول عنكبوت ...
- وه.... اين خيلي محشره ... خيلي بهم اميد داد... ميگه تو غصه ي روزي رو نخور... مي دوني كه روزي فقط پول نيست ... روزي علمه ... عشقه ... سعادته ووو ... ميگه خدا به جنبده اي كه قدرت حمل روزي رو نداره ... حتي قدرت حمل روزي رو نداره ... خيليه ها ... روزي بهش ميرسه ... قدرت حملشم نداره تازه ... به اونو ما روزي ميده ... ديگه غصه ي چيو بخورم ؟! ... روزيه اون فينگلي مي رسه ... منه با اين قد و قواره و هيكل بي نصيبم ؟! ... اون كه صدامو ميشنوه و عمق حرفامو مي فهمه ... بي جوابم مي ذاره ؟!!!
- ديگه... تاكيد ميشه رو اينكه تو دنيا همش داريم آزمايش ميشيم تا نشون داده شه كه حرف و عملمون يكيه يا نه ! من نتيجه گرفتم بيشتر مي خواد تذكر بده كه باورهامون هرچي كه هست رو با علم بپذيريم تا توش محكم باشيم ... باور تقليديه صرفو انقد امتحان ميگيرن كه ... راحت از دستش ميديم....
- ديگه اينكه ميگه دنيا دقيقا مثل مسابقه استو بايد به شرايط توجه كني و حركت كني ... مگه ميشه تو وارد بازي بشيو بخواي قاعده ي بازي رو عوض كني ؟!
- اين يكي هم برام جالب بود ، دقيقا تجربه ي شخصيه خودمه ، يكي بهم ميگفت : فلان كارو پايه باش ... اگه گناهي داشت گردنه من! ... من اون كارو انجام ندادم ... بعدا نمي دوني چقدرررر خوشحال شدم كه پايه نشدم ... الان با ديدن آيه اش يقين اووردم ... شنيدن جمله ي " گناه كن خودم به عهده ميگيرم گناهشو" دقيقا زنگ هشداره كه راه خطاست! فرااااااااااااررر....
- خيلي محتوا داره ... آدم نمي دونه كدومشو بگه ولي اينم جالب بود ... تاكيد به گردش دور زمين (هم اينجا ميگه هم تو سوره ي روم) ... مي خواد بگه ... شنيدن كي بود مانند ديدن ! ... ميگه بگرد دور زمين ... تا ببيني چطور دنيا رو آفريدم ... همونطورم آخرت رو مي آفرينم.... يا خيلي باحال ميگه ... بار كج به منزل نمي رسه .... با گفتن اينكه : انتخاب راه غلط و پيشواي غلط مثل سستيه خونه ي عنكبوته ...
- و هدايت ... گفته ميشه خدااااا به راه راست هدايتمون كن... ميگن برا دعا بايد تلاشم كني... اما اين دعا تلاشش چيه ؟! ... اينجا گفته ميشه دو عامل براش بايد انجام بدي تا محقق بشه... يك جهاد دو اخلاص... جهاد يعني تلاش در راه نيك ... اخلاص يعني ... اون راه به خدا منتهي بشه ... و چه جالب كه امروزه ... جهد و تلاش در حدّ ... نيتها در حدّ...
سوره ي روم هم جالب بود ... يه چندتاي محدودي ازش ميگم ... تا ديگه زيادي حرف نزده باشم...
اينكه خيلي برام جالب بود ... بيان خيلي دقيقه عملكرد باد ... يه فرد امي مياد و اينهمه دقيق از باد و تاثير و تاثراتش ميگه اونم در دوران جاهليت ... واقعا پي به حق بودن قرآن و خدا مي برم...
گفته ميشه بادهاي بشارت دهنده ... باد ، بشارت هاي فراووني با خود داره ... باد ، گرما و سرماي هوا رو تعديل ميكنه ... عفونت ها رو تو فضاهاي بزرگ از بين مي بره... هوا رو تصفيه ميكنه ... از فشار حرارت خورشيد روي برگ و گياها كم مي كنه ... جلوي آفتاب سوختگي رو ميگيره ... اكسيژن توليد شده رو به انسانا مي رسونه ... گاز كربن رو به گياه هديه مي كنه ... نطفه هاي نر و ماده رو درجهان نباتات به هم پيوند ميده... وسيله اي براي حركت آسياب ها و عاملي براي تصفيه ي خرمن ها.. بذر رو مثل باغبوني مهربون ... در سرتاسر بيابان پخش مي كنه... كشتي ها به باد احتياج دارند ... ماشين هاي جديد امروزي به باد احتياج دارند ...
نقش مهمش در نزول باران و بيان دقيقش كه خدا باد را مي فرستد تا ابرهايي را به حركت درآورد ... ابرها را در سراسر آسمان پهن مي كند... ابرها را مي فشارد و در اين هنگام دانه هاي باران ... از لابه لاي آن خارج مي شود... و هنگامي كه باران به تو رسد ... ناگهان خوشحال ميشوي... و قبل آن مايوس بوديي... علاوه بر اين حكمت، جالبيه اين آيه برام اينجاست كه : ميگه تو مأيوس بوديي.... خيلي بزرگه ها ... در اون لحظه اي كه تو مأيوسي و فكر مي كنيييي هيچكس به فكرت نيست ... خدا به فكرته! ... تا جاييكه ... قبل اون يأسه تو... اونهمه كار داره انجام ميدهو تو بي خبريو نااميد.. تا تو شاد بشي... خيليه ها...
يه نكته ي جالب ديگه ... ميگه در آغاز زندگي چنان ضعيف و ناتوان بودي كه حتي ... قدرت نداشتي مگس از خودت دور كني... يا آب دهانت رو توووو دهنت نگه داري... از نظر فكري هم ... حتي پدر و مادرت رو نمي شناختي... ولي كم كم رشد كردي و قدرت گرفتي ... با اين حال ... نمي توووني باز قدرت رو خودت نگه داري .... درست وقتي اوج گرفتي ... باز نزول مي كني... پير ميشي ... باز ضعف و ناتوانييي.... اينا همه نشونه ي اينه كه تو ... چرخ وجودت رو ديگري مي چرخونه ... نه خودت !
سوره ي دخان كه ديگه فاكتور مي گيرم.... زياد پرحرفي كردم شرمنده
![]() در كل تو همه ي اين سوره ها مرتب خدا و نشونه هاشو عظمتشو هدف خلقتشو آينده رو و خيلي چيزا رو كه واقعا نياز داريمو مرتب تكرار ميكنه تا عمق وجودمون باورش كنه... من كه حس مي كنم اين سوره ها بايد هر روزه روش فكر بشه ... خيلي ناگفتني داره... واقعا بي حكمت نيست توصيه شدنش در والاترين شب! من حس مي كنم گفتند بخونيم تا چشم دلمون باز بشه و راه بهتري رو در پيش بگيريم...
----------------------------------------------------------
پ.ن. : من فقط برداشتهاي خودم رو نوشتم ... مي تونه اشتباه هم باشه .... خوشحال ميشم راهنماييم كنين... نظرات شما عزیزان:
درباره وبلاگ
![]() Emeli هستم. 22 سالمه. ساكن تهرانم. نرم افزار كامپيوتر خوندمو تازه فارغ التحصيل شدم. تصميم به ازدواج داشتم ولي به هزاران دليل كه درست و غلطشو نمي دونم، ازدواجم سر نگرفت! خانواده ي مذهبي ندارم و تا سال اول دبيرستان، بي حجاب بوودمو از اينكه ديگران از ظاهرم و اندامم تعريف مي كردند شاد بوودمو روز به روز بيشتر بي حجاب مي شدم. ساله پيش دانشگاهيم، از لحاظ پوشش تغيير رويه اساسي دادم و در ذهنم تعارضاتي پيش اوومد كه منو واداشت به اينكه بدونم من كيم؟ باورهام چيه؟ باور درست كدومه ؟ به همين دليل قم رو براي گذروندن دوران دانشجويي انتخاب كردم ( شهري ديده بودم كه ميتونم از لحاظ مذهبي به اطلاعات كافي برسم) اما مشكلات فراوووني برام پيش اوومد و كمتر تونستم بهره برداري كنم ولي اين تعارضات هنوز هستو من به دنبال حلش هستم! البته بگم ، ذهن به شدت پرسشگر و كنجكاوي دارم و علاوه بر اوون مسائل رو ساده قبول نمي كنم، همين باعث شده كه هميشه بگم «نمي دونم!» و به دنبال اوون تلاش كنم براي دونستن! پس دفتر خاطراتي تهيه كردمو از افكارم از خاطراتم از درددل هام درش نوشتمو به زندگيم دقيق شدم ، تا هم خودم رو خدا رو راه و رسم زندگي رو ! پيدا كنم و هم خاطراتم و روند زندگيم رو ثبت داشته باشم، تا هميشه به يادم بمونه ! دفترم هميشه مخفي بوود و از اين كه خوونده نميشد خسته شدم و تصميم گرفتم به بلاگ تبديلش كنم. آخرین مطالب
پيوندها
|
|||
![]() |